توریسم>هه ورامان تخت> مریوان زریوار>کردستان>و...
مقدمه :
توسعه صنعت توريسم به عنوان بخشي از ابعاد توسعه اجتماعي و فرهنگي هر كشور در كنار توجه به درآمدزايي، اشتغال زايي و مقوله اقتصاد فرهنگ بسيار حائز اهميت مي باشد اكثر دولتها در تلاش هستند تا بخش مهمي از درآمد سرانه ملي خويش را از اين صنعت تامين كنند چرا كه درآمد زايي اين صنعت نسبت به هزينه هاي ناچيز آن بسيار بالاست.
امروزه يكي از قوي ترين نگاه ها در سطح بين الملل براي توسعه توريسم بعد اقتصاد توريسم مي باشد براساس مطالعات WTO ” سازمان جهاني توريسم”پيش بيني مي شودكه تعداد جهانگردان تا سال 2010 به يك ميليارد نفر برسد كه در اين بين درآمدي بالغ بر1550 ميليارد دلار عايد كشورهاي جهان خواهد شد واز سوي ديگرروند اشتغالزايي دراين بخش 11/2 برابر سريع تر از ساير بخش ها عنوان شده است چرا كه اين صنعت بيش از صد ميليون شغل در سراسر جهان ايجاد مي كند...
شوراي جهاني توريسم و سفر (WTTC) نيز سالانه در گزارشهاي متوالي خويش از رشد اقتصادي توريسم در كشورهاي جهان خبر ميدهد براساس آمار WTO ركود گردشگران جهان با رشد 10 درصدي به 760 ميليون نفر رسيده است و پيش بيني مي شود در سال 2006 اين صنعت رشدي در حدود 5 الي 8 درصد داشته باشد ميزان سرمايه گذاري در صنعت توريسم در سال 2000 معادل 701 ميليارد دلار يا 9/4 درصد از كل سرمايه گذاري بوده و پيش بيني مي شود كه تا سال 2010 اين رقم به 1404 ميليارد دلار يا 10/6 درصد از كل سرمايه گذاري برسد.
تاثيرات شگرف توريسم در كاهش نرخ بيكاري ،افزايش سطح درآمد، تامين منابع انرژي و رونق بازار صنايع دستي كه طبق آمار موجود 10 ميليون نفر از آن ارتزاق مي كنند تنها بخشي از مزاياي ويژه پرداختن به اين صنعت است به ازاي ورود هر گردشگر 2تا 6 شغل بصورت مستقيم ايجاد مي شود در محاسبات اقتصاد دانان توسعه اين روند با احتسابات مشاغل در بخش هاي توليدي و خدماتي براي هر گردشگر به ايجاد شغل براي 9 تا 15 نفر مي رسد.
هزينه لازم جهت ايجاد هر فرصت شغلي در بخش خدمات و صنعت بين 12 تا 25 هزار دلار است حال آنكه براي صنعتي چنين درآمد زا اين حجم سرمايه گذاري بسيار اندك است.
طي سالهاي اخير صنعت توريسم 1/5 درصد درآمد ملي جهان را بخود اختصاص داده است در حالي كه سهم هريك از صنايع نظامي، نفت و فولاد به 5 درصد هم نمي رسد.
توزيع جغرافيايي اين درآمد به شدت نامتعادل است بطوريكه 80 درصد درآمد و اشتغال ناشي از اين صنعت به آمريكا و اروپا اختصاص دارداز 20 درصد باقي مانده 2/5 درصد سهم خاورميانه مي باشد و از 2/5 درصد سهم خاورميانه كمتر از يك درصد سهم ايران مي باشد اين صنعت در ايران بويژه در منطقه کردستان( مریوان، هه ورامان تخت) رشد اولیه خود را می گذراند و صنعتی نوپا به شما می آید منطقه کردستان به ویژه مریوان و هه ورامان تخت با وجود دارا بودن قدمت تاریخی و فرهنگ خاص منطقه فاقد جایگاه مناسب صنعت توریسم می باشد و توسعه این صنعت در این منطقه همواره با مشکلاتی روبه رو بوده است كمبودها وموانع سبب كاهش توانمنديها در به حداكثر رساندن سهم بازار جهانگردي سطوح داخلي و بين المللي در بلند مدت گرديده وسئوالات بسياري را در خصوص توسعه و تداوم بخش جهانگردي در آن مناطق مطرح مي نمايد.
براي ورود هر توريست در كشورها مولفه هاي چون امنيت ، ارائه خدمات بهينه، ميراث غني تمدني، اكوتوريسم ، ژئوتوريسم ، اگروتوريسم ، دريا و درياچه ها ، تنوع فرهنگي ،تنوع آب وهوا،ويزاي سهل وآسان… مورد نياز است که با فقدان هر يک از اين موارد ورود جهانگرد با مشكل و اختلال مواجه خواهد شد.اكنون رويگرداني كشورها به سمت استفاده و توسعه صنعت توريسم به گونه اي است كه دولت ها تمام توان خود را صرف ايجاد زيرساختها و سرمايه گذاري در جهت تامين امكانات كرده و اجازه مي دهند تا سرمايه گذاران ديگر بخشها در جريان مبادلات گردشگري و ايجاد خدمات و محصولات جديد توريستي وارد شوند به همين دليل است كه سطح بهره وري سرمايه گذاري در اين كشورها به شدت افزايش مي يابد.
اسپانيا با داشتن كمترين جاذبه هاي گردشگري و تاريخي سالانه در حدود 30 تا 40 ميليارد دلاردرآمد كسب مي كند 49 درصد منابع انرژي مصر و 37 درصد منابع تركيه از محل صنعت توريسم تامين مي شود.
نگاهي اجمالي به پتانسيل هاي گردشگري منطقه مریوان و هه ورامان تخت:
در اين مقاله سعي برآن است كه رئوس جاذبه هاي گردشگري معرفي شده و مشكلات موجود در امر جذب گردشگر بررسي شود.
جاذبه هاي گردشگري منطقه مریوان و هه ورامان تخت را مي توان به جاذبه هاي فرهنگي اكوتوريسم و توريسم صنعتي تقسيم كرد
جاذبه هاي فرهنگي :
كليه پديده هاي ساخت بشر، مورد توجه گردشگران بوده، فرهنگ و تمدن انسان در تشكيل و تكامل آن دخالت داشته است. جاذبه هاي فرهنگي نيز به چندين زيرشاخه تقسيم مي شوند
الف: اماكن متبركه ومقدس وجاذبه هاي زيارتي: امامزاده پبر شالیار، کوسه هجیج و ....
ب:معماري منحصر بفرد هه ورامان تخت که در جهان نامی است، سكونت گاههاي انساني، شهرها و روستاها
مراسم سنتي اجتماعي و مذهبي( مراسم عروسی پیرشالیار و دیگر آیین ها و مراسمات...)
ج: شيوه هاي زندگي :
1- كوچ نشيني
2- روستانشيني
3- شهر نشيني
بخش صنعت:
در اين زمينه منطقه مریوان و هه ورامان تخت حرف اول جهانی را می زند صنايع دستي اين منطقه عبارتند از فرش، گیوه ( بهترین نوع خود در جهان) ،لباس کوردی( در اصطلاح کوردی چوخه رانک بهترین لباس در نوع خود) گليم ، جاجيم، جورابهاي پشمي ،خورجين دوزي و … كشاورزي و....
اگروتوريسم (Agrotourism)
اين شاخه کاشت ميوه هاي متنوع را نيز در كنار محصولات كشاورزي و دامداري شامل مي شود توسعه توريسم روستايي ضمن اينكه در ديد كلان درآمد ملي را افزايش مي دهد در توسعه فرهنگي و اقتصادي مناطق توريستي نيز نقش غيرقابل انكاري دارد تا آنجا كه متخصصين امر توسعه اين نوع توريسم را يكي از عمده ترين روشهاي محروميت زدايي مي دانند .
اكوتوريسم (Ecotourism):
كليه پديده هاي طبيعي كه در پهنه جغرافيايي يك سرزمين قرار گرفته اند و انسان در شكل گيري آنها دخالت نداشته است مورد توجه گردشگران قرار مي گيرد زير شاخه هاي اكوتوريسم به همراه تقسيمات فرعي آن بدين شرح است
1- دامنه نوردي: شامل ديدار از چشم اندازها و آثار طبيعي ، آموزش و پژوهش در طبيعت تفرج و تغيير حال وهوا در اين بخش از اكوتوريسم منطقه مریوان داراي پتانسيل هاي فراوان وبالقوه اي است.
2- شكار وصيد: شكار چهارپايان، ماهيگيري و صيد پرندگان (کبک و ...)
3- مردم شناسي ، توريسم كوچ، آداب و رسوم و روستاگردي
4- ورزشهاي ساحلي و آبي شامل شنا، قايقراني، اسكي روي آب و غواصي( که این مختص به دریاچه زریوار می باشد )
5- بيابانگردي: تورهاي كاروان رو،اسكي روي ماسه( این قسمت شامل حال این منطقه نمی شود.)
6- طبيعت گردي شامل چشمه ها، و غارگردي
شهرت برخي از فرآورده هاي كشاروزي ( باغهای گردو، انگور)و دامداري از جمله عسل هه روامان تخت و… لزوم توجه به اين بخش را مي طلبد.
با توجه به شرايط جغرافيايي به جز توريسم بيابانگردي كه سايت اين گونه توريسم در منطقه کردستان موجود نمي باشد جذب توريست در بقيه موارد امكان پذير مي باشد .يكي از سايتهاي توريستي كه از پتانسيل بسيار بالايي در امر اكوتوريسم در سطح منطقه مریوان برخوردار بوده ولي براي كليه علاقمندان طبعيت و توريسم ناشناخته مانده و در طرح جامع گردشگري استان کردستان بدان توجه کمی شده روستاشهر هه ورامان تخت ( اورامان تخت) مي باشد.
درباره هه ورامان تخت بیشتر بدانیم:
اورامان تخت : بخش اورامان تخت با 3596 خانوار 18969 نفر جمعيت تابع شهرستان مريوان می باشد .اين بخش از سمت غرب با كشور عراق و از سمت جنوب به پاوه و كوه شاهو و از طرف شمال به مريوان و در طرف شرق به روستاهای ژاورود و شهرستان سنندج همسايه استكوههای دالانی و دَرَكی 2639 متر در شمال و كوه كوسالان در شرق و كوه شاهو 3390 متر در جنوب و كوه تخت و كوه دربند 2770متر در غرب اين بخش واقع شده است و دو شاخه مهم رودخانه سيروان از بخش شمالی و جنوب شرقی وارد اين بخش شده و پس از تلاقی اين دو رودخانه با يكديگر در خاك كردستان عراق به درياچه دربنديخان می ريزد اورامان تخت حدودا دارای 26 روستا بوده است و در گذشته مركز آن روستای رزاب بوده است و شخصی بنام حسن بيگ با اخلاف و اسلافش براين منطقه حاكم بوده ولی اكنون مركز آن روستای اورامان تخت می باشد اين روستا با 449 خانوار 2148 نفر جمعيت در فاصله 75 كيلومتری جنوب مريوان و 75 كيلومتری شمال پاوه واقع شده است .اورامان تخت منطقه ای بسيار دلنشين و دارای مناظر زيبا و چشمه سارهای باصفاي كوسالان می باشد از نظر اقتصادی بيشتر مردم از طريق كشاورزی مختصر و باغداری و اندک صنايع دستی امرار معاش مي كنند البته درآمد بسيار كم آن باعث مهاجرت به شهر ها و خالی شدن روستاها گرديده است تعدادی از روستاهای دهستان اورامان تخت عبارتند از :
رودخانه سيروان : از ديگر زيبایی های منطقه اورامان رودخانه عظیم و خروشان سیروان است كه به امتداد كوه شاهو جریان یافته و از ارتفاعات اين ناحيه سرچشمه گرفته و بعد از طي تمامی منطقه شمالی اورامان و اورامان تخت به اورامان عراق وارد می شود طول رودخانه سيروان در خاك ايران 215 كيلومتر می باشد كه دارای مناظر زيبا و ديدنی مانند (تاف بل ) آبشار بل و . . . است .
هورامان سرزمیت باستانی در دوران قبل از اسلام توسط آریاییها و بعد مادها مورد استقرار قرار گرفت . به استناد نسخه ها و دست نوشته هایی که از کوههای هورامان پیدا شده ۳ورق از پوست آهو در سال ۱۹۰۹در منطقه هورامان کشف شده و به نام بنجاق هورامان معروف می باشد و قدمت آن به ۲۱۰۰سال پیش به خط پهلوی اشکانی نوشته شده است
جغرافياي هورامان :هورامان از مشرق با سنندج ، از مغرب با شاره زور ، از جنوب با جوانرود و كرمانشاه واز شمال با مريوان هم مرز مي باشد . هورامان را نمي توان با مرز كاملاً مشخصي مرزبندي كرد . زيرا بسيار وسيع تر از اين محدوده جغرافيايي اخير بوده است اينك به اختصار مرز جغرافيايي فعلي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم . در آخرين تقسيمات منطقه ي هورامان به چند بخش تقسيم گرديده است كه عبارتند از : هورامان تخت ، لهون ، ژاورو و گاورو كه در اين نوشتار سعي شده ويژگي هاي هورامان تخت مورد بررسي قرار گيرد .
هورامان تخت :كوه شاهو از طرف جنوب به دهستان سيروان ( منطقه رزاو و سروآباد ) منتهي و امتداد آن سلسله جبال كوه( تخت ) بوده و جهت آن از شمال باختر به جنوب خاور و خط الرئس آن از خاور روستاي ( دركي ) مي گذرد كه اين سلسله جبال مرز بين ( هورامان كردستان ايران ) و( هورامان كردستان عراق ) را مشخص مي كند . قله ( تخت ) « دالاني » كه در ميان شهر هورامان و روستاي ( هانه گرمله ) واقع گرديده 2985 متر ارتفاع دارد .رشته دوم موازي با رشته اول ميان دره رودخانه( سيروان ) و دره رودخانه ( رزاو ) كه به ( هشدول ) و ( كوسالان ) معروف مي باشد واقع شده . هشدول كه در باختر ( رزاب ) مي باشد 1489 متر ارتفاع دارد . در دنباله ارتفاعات جنوب مريوان تا محل ( دوآب ) مرتفع ترين قلل اين رشته كوه ، در خاور روستاي ( المانه ) به نام ( پيازدول ) 2942 متر و ( كوره ميانه ) در شمال روستاي ( گوشخاني ) 2955 متر ارتفاع دارد . عمق رودخانه ها نسبت به قلل اطراف ، زياد بوده و داراي شيب تند هستند . براي مثال عمق محل تلاقي رودخانه ( ره زاو ) با رودخانه سيروان ( تا قله كوه ) 1005 مترمي باشد .رودخانه ( گردلان ) كه از منطقه سرشيو مريوان و كوه ( قله برد ) سرچشمه مي گيرد و رودخانه ديگري كه از درياچه زريبار و كوه ( ميراجي ) سرچشمه مي گيرد كه به رودخانه مرييوان معروف است . در نزديكي روستاي ( قه لاجي ) به هم مي رسند ، اين رودخانه نيز با رودخانه اي كه از( كلاترزان ) سرچشمه مي گيرد در محلي به نام ( دوالان ) به هم مي رسند و پس از عبور از تنگه اي به همين نام دوالان و با طي مسيري حدود 3000 متر ، از جلوي روستاهاي ( سلين ) و ( بلبر ) عبور كرده و بين آبادي ( نوين ) و ( اسپريز ) با رودخانه سيروان كه از منطقه ( ژاورود ) و پالنگان سرچشمه مي گيرد و به هم مي رسند و وارد هورامان لهون شده و سپس به سد « دربندي خان » ( ده ربه نديخان ) و دشت شارزور مي ريزد .
دين و عقايد : كساني كه در اين زمينه تحقيقات كرده انده بر اين نظرند كه هورامي قبل از اسلام ، زردشتي و حداقل بعد از آخرين زردشت تا ظهور دين مبين اسلام بر اين دين بوده و اوستا را كتاب ديني خود دانسته اند . هرگز آتش پرست نبوده اند و آتش را مظهر لطف پروردگار ، روشنايي را مظهر پاكي و تاريكي را اهريمني دانسته اند . دليل زيادي در اين زمينه نوشته اند بسيار اتفاق افتاده است كه در موقع نيايش آتش خاموش شده و يا ماه غروب كرده است ولي آنها به نيايش ادامه داده و دست ها را روبه آسمان بلند كرده و دعا كرده اند . و شايد وجود آتشكده هايي مانند آتشكده پاوه باعث شد كه بعداً چنين فكر كنند كه آتش پرست بوده اند . مورخاني مانند : ابو الغداء ، ابو العلاء ، حمزه اصفهاني ، مسعودي ، قزويني ، ياقوت حموي ، بلادري و بسياري ديگر از تاريخ نويسان در اين باره چيزهايي نوشته اند كه اكثراً گفته يكديگر را تكرار كرده و دلايل يكديگر را رد يا تأييد كرده اند .
هورامي ها زردشتي بوده ، نور و روشنايي را مقدس و مظهر قدرت پروردگار دانسته اند و زردشت را پيامبر برحق و اوستا را كتاب ديني خود دانسته و قبول كرده اند و اهورا مزدا را خداي يكتا دانسته و پرستش نموده اند . مرحوم مردوخ مي گويد :
ئاهير ، ئاير ، ئاهورا ، آترا ، ئاگر و ئاور به معني آتش است كه اهورا مركب از ( هار ) و ( ا ) يعني( آتش افروز ) يعني كسي كه آتش را افروخته ( خدا ) به معني ( آمده ) دلايل زيادي در اين باره وجود دارد كه نظريه بالا را مبني بر ( ا ) به معني ( آدن ) رد مي نمايد .
اكثراً در كلمه ( ا ) اشتباه شده است و معني درست آن را بيان ننموده اند . لازم است آن را با دلايلي معني نموده و بسياري از نوشته هاي تاريخ تصحيح گردد . معني آ و آهورا مزدا در كتاب هه ورامان شناسي معني نموده و واقعيت قضيه بيان شده است .
براي ديدن اين هورامان از دربند دزلي وارد مي شويم . دربندي پر پيچ و خم تا قبل از رفتن جاده شوسه به هورامان مي بايست 13 با از رودخانه فصلي مي گذشتيم تا به روستاي دزلي برسيم ولي الان از جاده اي كه از دل كوه هاي بسيار بلند و پر پيچ و خم مي گذرد عبور مي كنيم به ياد گذشتگان ساكن در اين نواحي كه قرن ها شاهد عبور لشكريان زيادي از اين دربند بوده اند مي افتيم و هر بار كه از اين تنگه به شهر زور وارد شده اند و جنگ هايي كه به واسطه ي رو به رو شدن دو لشكر در اين نواحي روي داده اين ملت با مقاومت ، صبر و شكيبايي از خود دفاع كرده و توانسته اند سرافراز باقي بمانند آفرين مي گوييم .
اين دربند و كوه هاي اطراف دزلي پر از درخت و درختچه و گياهان خوراكي و علوفه اي و گل هاي وحشي خوش رنگ و خوش بو و طبي مي باشد .
درختاني مانند : وون ، تنگز ، ميلو ، شرو
گياهاني مانند : ريواس ، پيچك ، كرس ، بنا ، هاز ، شنگ ، به ره زا ، هاله كوك ، ترشكه ، ته ره ژه ره ژا ، قازياخه ، گيلاخه ، نرميله ، ده مه رواسله ، بنا شوانه ، كنگر ، سپل ، سيدران ، گوزروانه ... و ده ها گياه ديگر .
گياهان علفي مانند : لو ، زرده لو ، چنور ، سياولو ، كه ما و قومامه و توسي و كنگر و ... .
گل ها و لاله هاي شاداب مانند : سوره هه راله ، وه ركه مه ر ، به رزه لنگ ، شه وبو ، هه راله سوره ، هه راله بومه و ... ده ها گل معطر و خوش بوي ديگر .
طرف ديگر شرق اين دربند ( زه ره وه ) و قسمت غرب آن كوه ( گاوه كه چ ) است .
بهاران با توجه به گودي دره ، گياهان زود تر از كوهستان مي رويند . براي تغذيه مردم از گياهان خوراكي اهالي به اين دره سرازير و روستاي دزلي 400 خانوار دارد و در دامنه كوه قرار دارد . از روستا كه بگذريم به گردنه بسيار بلند ( مه له وه رد ) مي رسيم كه مرز مريوان و شاره زور مي باشد .
روستاي دزلي داراي چشمه سارهاي زياد و باغ هاي سبز و خرم است . باغ هاي بادام ، گردو ، انگور ، گلابي ، سيب ، زرد آلو و بسياري از ميوه هاي ديگر . اهالي دزلي به گويش هورامي تكلم مي نمايند و در قديم لباس كردي ( چوخه و رانه ك ) و كفش ( كلاش ) درست مي كردند و مي پوشيدند .
به اندازه رفع احتياج خودشان دام پرورش مي دهند و داراي مسجد ، مدرسه ديني ، مدرسه ابتدايي و راهنمايي ، مركز مخابرات و تلفن مي باشند .
به واسطه آب و هواي بسيار لطيف و چشم انداز هاي جالب و ديدني ، تفريح گاه و گردش گاه اهالي شهر مريوان و ... مي باشد و روز هاي جمعه ، تعطيل و اوقات فراغت و براي كوه نوردي و استفاده از گياهان كوهستاني به اين روستا مي آيند .
مردم دزلي در پايبندي به دين اسلام بسيار متعند و اكثر اهالي با شنيدن صداي اذان رو به مسجد حركت مي كنند بيش از 10 نفر طلبه ديني و مدرس روستا را اداره مي كنند . آداب و سنن خود را فراموش نكرده و كوچك و بزرگ و جوان براي خود هر كدام قدر و قيمتي دارند با وجود جبر زمان كه هميشه اين مردم مهمان دار مهمان هاي ناخواسته در طول صد ها سال بوده اند خود و ملت و آداب ديني و ملي خود را فراموش نكرده اند و بدان پايبند هستند .
از دزلي كه بگذريم به گردنه سر به فلك كشيده مله ورد در جنوب اين روستا مي رسيم از ارتفاع ( بالاي ) اين گردنه نگاه مي كنيم مي بينيم شهر هاي سيد صادق ، حلبچه ، سيروان ، خورمال ، شانه دري و باغات شهر هاي طويله و بياره كه مركز داد و ستد مرزي بوده و در نهايت آباداني و خرمي شهره بودند . درختاني كه قرن ها در نهايت سربلندي دره هاي هورامان عراق ، طويله ، بياره ، باغه گون ، گلپ احمد آباد ، آسايشگاه ملتي اصيل و جوانمرد بوده است . وقتي كه نگاه مي كنيم به ياد مي آوريم باغات زلم و احمد آباد ، بياره و طويله را شايد از راهي كه عبور مي كردي كيلومتر ها آفتاب را توان تابيدن نبود زيرا درختان انجير ، گردو ، بادام ، انار امرود ، سيب ، آلو و باقي ميوه ها چتر رهگذران بودند و خوراك خدمت گذارانشان را تأمين مي كردند .
آبشار ( زلم ) كه يكي از آبشار هاي مهم مي باشد ، كم تر جايي اين آب شيرين و زلال و سرد كوهستاني را دارد كه به صورت رودخانه زير زميني از ارتفاع 17 متري خود را بر تخته سنگ ها مي زند كه در بهاران و تابستان بدون ، شنا از عرض آن گذشتن كار هر كس نباشد . اين آبشار زيبا از كوه سرازير و ضمن سيراب كردن باغات انجير و انار و ميوه هاي ديگر باغات ( زلم ) وارد شهر زور مي شود . جوي هاي مشهور ( دلين ) ، ( جوي شيخ ) و چند جوي ديگر بزرگ و كوچك كه همه در اين دشت زيبا و پردرآمد مزارع مردم را تأمين و سيراب مي كند ، از آب اين آبشار پر آب هستند ، جوي دلين 28 آبادي را سيراب و داير مي نمود به هر حال به اصل موضوع بر مي گرديم ، از اين گردنه نگاه كنيم روستاي ( ميري سور ) چناره ، زيرون ديده مي شوند .
بين روستا هاي ميري سور و چناره كه در دامنه كوه( داله ميز ) ( هه رميله ) و ( هه شه را ) قرار دارند چند آبشار باستاني را در خود جاي داده اند از جمله جايي مشهور به ( قه لا ) كه بالاتر از گردنه اي به نام ( راخيلان ) بر سينه كوهي تمام سنگي صاف قرار دارد كه از پايين كوه تا محل در ورودي قلعه 26 پله ي بلند وجود دارد كه از خود كوه سنگي بسيار محكم تراشيده و كنده شده است و با زحمت زياد مي توان از آن صعود كرد .
زبان يا گويش هورامي :
هورامي داراي زبان كامل مي باشند البته با توجه به اينكه كردي سوراني زبان موحد( زماني يه ك گرتوو ) و زبان نوشتاري كردستان مي باشد ، به خاطر حفظ آن تمام گويش هاي ديگر كردي را لهجه ناميده اند كتاب مرجع و مهم لغت نامه دهخدا كه نوشته هايش را سند مي دانيم مي نويسد : ( زبان هورامي « گوراني » يك زبان مستقل مي باشد كه داراي لهجه هاي مختلف و در كردستان جنوبي رايج است و ساكنين در طول حيات تاريخي خود بدان تكلم نموده اند ) و داراي قواعد دستوري و غناي كامل در كلمات و اصوات مي باشد و با وجود تغييرات و دوران تاريخي از كيفيت و لطافت و رواني آن كاسته نشده است . مانند زبان سوراني اعرابش با حروف و چون زبان عربي داراي قواعد و چهارچوب محكم مي باشد و در فراواني و كوتاهي كلمات و جملات در نهايت يك زبان پربار و قاعده پذير مي باشد . در رعايت مذكر و مؤنث ، مجازي و حقيقي ، سماعي و قياسي اسماء اشارات ، معرفه و نكره ، صفت هاي فاعلي و مفعولي و ضماير و غيره اگر از عربي برتر نباشد كمتر هم نيست . با جرأت مي توان گفت يكي از زبان هاي زنده اي است كه احتياج به حتي يك كلمه خارجي ندارد مگر در مواردي كه مانند بقيه زبان ها وارد گشته است و در زبان هورامي هرگاه لازم باشد مي توان آنها را سريعاً جايگزين نمود زيرا زمينه زيادي براي اين جايگزيني هست همچنان كه با آمدن زبان عربي به عنوان زبان ديني هورامي بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسيله مردم عامي بلافاصله شروع به جايگزيني كلمات و اسماء نموده و بعضي از كلمات و اسماء راو كوتاه مي كنند براي مثال : ( وضو = دهس و ديم ) ،( صلوه = نما ) ، ( اذان = بانگ ) .
اين گويش شايد بي نياز ترين گويش مي باشد كه گويندگانش را در نهايت راحتي و بدون تكليف و احتياج به كلمات بيگانه در مسير صحيح قرار داده و به مقصود مي رساند . گويش هورامي داراي ويژگي هاي بارز و غير قابل انكار مي باشد و به واسطه همين ويژگي ها بسيارند شعرا و نويسندگان كرد زبان از هر منطقه و يا هر گويش محلي اشعار و قصايد خود را بدين زبان سروده و اشعاري بديع و روان تقديم خوانندگان خود نموده اند .
اگر در اشعار مولوي كرد دقت نماييد در مي يابيد كه اشعار هورامي او با اشعار سوراني و عربي و فارسيش متفاوت مي باشد و اين تفاوت به خاطر وفور كلمات و اصطلاحات و سادگي و كوتاهي و رواني اين گويش مي باشد و اين گويش زبان شعر و نوشتاري بيش از يك هزار و پانصد سال كرد بوده است .
خود كفايي هورامي : هورامي از دير زمان كه براي ادامه زندگي به خود كفايي كامل رسيده و به خارج از منطقه خود احتياج نداشته از نظر فكر و هوش و به خدمت گرفتن ابزار پيشرفت زيادي داشته است
در گذشته لباس خود را از پشم ، پنبه محصول خود درست مي كرده و يا ابزاري كه خود آن رامي ساخت مايحتاج خود را تهيه نموده و در نهايت بي نيازي ، زندگي را ادامه داده است ماشين هاي كوچك و خانگي براي ريسندگي و بافندگي اختراع نموده كه هم اكنون نيز از آنها استفاده مي شود . تهيه فرش و گليم و جوال و ظروف ساخت و بافت كفش و جوراب بسيار محكم و عالي نشان دهنده ي ذوق و سليقه و هنر مندي هورامي مي باشد كلاش دست بافت پير شاليار بعد از چند صد سال هنوز در خانه اش به يادگار مانده و هر ساله در سالگرد جشن عروسي پير كه در هورامان برگزارمي شود مردم از كلاش پير بازديد مي نمايند اين طرح و بافت لباس و كفش با وجود اينكه هزاران سال است از آن استفاده مي شود هنوز با همان سبك اوليه ، كيفيت و استحكام و ظرافت خود را حفظ نموده است .
لازم به توضيح است سنت عروسي پير شاليار كه هر ساله در بهمن ماه انجام مي گيرد با همان خوراك و سبك پخت و پز همان نظم و قاعده صد ها سال پيش با همان سبك لباس ( رانه چوخه و فه ره نجي ) كه در زمان پير مرسوم بوده و با جشن و پايكوبي ( هه لپه ركي ) برگزار مي گردد . اين پيام مهم از تمدن هزار ساله ي اين مردم خبر مي دهد كه كوچكترين خلل در آن ايجاد نشده است .
هورامان در زمان هاي گذشته پوشيده از جنگل بلوط ، گلابي وحشي ، ون ( سقز ) و درخت( كه كه و ) و انواع درختان گوناگون بوده است . منطقه پوشش گياهي بسيار خوبي داشته كه به هورامي امكان داده كه در قحطي و بلاياي طبيعي مقاومت نمايد ، اگر هميشه سبز نبوده اند هيچگاه گرسنه هم نمانده اند مثلاً اگر ( سن ) « آفت و بلاي گندم » به هر منطقه هجوم آورده آن منطقه در آن سال دچار بي ناني و قحطي يا سيل و ديگر بلاياي طبيعي ، چون خشك سالي و غيره در هورامان چندان مؤثر نبوده است .
هورامي باغ گردو ، توت ، گلابي ، انجير ، انار و غيره را داشته و براي ادامه زندگي و تهيه مواد غذايي از آنها استفاده نموده است ، بلوط بيشتر حد نياز وجود داشته است ، در پاييز آن را خشك و در چال يا در انبار براي تهيه ي آرد آماده و ذخيره مي شد . ثمر توت را خشك و در انبار و مشك نگهداري مي كردند . از آرد بلوط ، نان تهيه مي شد و نيز از گردو ، توت و گلابي خشك و ميوه درخت ون براي تغذيه استفاده مي كردند . در بهاران از دوغ ، ماست ، شير و كره حيواني استفاده مي كردند ، از گياهي به نام ( نينور ) كه فراوان وجود داشته و از نظر پروتئين و نشاسته ارزش غذايي داشته و با مقداري ( ذرت ) ، ( گندم ) ، ( ) ، ( ارزن ) يا ( ئاره بيله ) مخلوط و به صورت آشي كاملاً خوش مزه و مغذي آماده كرده و در هر خانه اي موجود و خود و مهمان مرتب از آن استفاده مي نموده اند . در نتيجه هيچگاه دچار قحطي نشده اند در حالي كه بقيه مناطق چنين شرايطي را نداشته و غالباًًًًً دچار چنان قحطي و گراني گرديده اند كه كمرشان زير اين بار مهم خم گشته است و هزاران نفر از گرسنگي جان داده اند .
هورامي در باغچه و زمين هاي كمي كه داشته اند پنبه كاشته و خود ماشيني براي بيرون آوردن دانه اش اختراع و با ماشيني كه خود آن را ساخته پنبه را براي بافتن لباس زير آماده كرده و در كارگاه نساجي به نام ( جولايي ) پارچه اي بسيار محكم و زيبا به نام ( هه لاوه ) تهيه و در رنگرزي طبيعي ( گياهي ) خود آن را رنگ كرده كه براي لباس زنان و لباس زير مردان استفاده شده است .
اين پارچه هنگام كهنه شدن و غير قابل استفاده ماندن در كارگاه كلاش براي زير كلاش كه بسيار محكم و زيبا بوده استفاده كرده و با پنبه و پارچه خود كلاش را ساخته اند كه هنوز با اين همه پيشرفت علمي از بهترين كفش هاي تابستان مي باشد .
براي زمستان نيز از پوست گاو كفش ساخته اند كه به آن ( كاله ) گفته اند استفاده نموده و مشكل رفت و آمد خود را حل نموده اند .
معماري :به وسيله متخصصان خودي كار معماري و بنايي را انجام داده كه براي غير هورامي در نهايت شگفتي است . چهار طبقه ساختمان تنها با سنگ و تير چوبي ، بدون ماسه و سيمان ، گل و آهك و فقط از سنگ استفاده شده است ، هنوز اين نوع معماري رايج است .
صنايع دستي هورامان :مردمان هورامان خود از درخت ( كه كه و ) قاشق و كاسه و بشقاب مي ساختند و در مراسم پيران گذشته رسم بر اين بوده كه نوعي خوراك درست كرده اند كه تبرك بوده و لازم بوده هر كسي سهم خود را در ظرفي كه خود ساخته است بريزد و استفاده نمايد . از نظر آنان خوردن غذا در ظرف ديگران مكروه بوده و كساني كه توانايي درست كردن ظروف داشته حتماً بايد در ظرف خود غذا مي خوردند كاسه و كوزه و غيره كه به مجموعه اينها ( هه وره ) گفته مي شود كه فردي است و مي بايست خود آن را ساخته باشد و استفاده از ابزار ديگران مانند : قاشق ، شانه و كاسه مذموم و مكروه بوده است .
تخصص : در هورامان قبل از اسلام هر كس به تخصصي دست يافته و توان خدمت گزاري را داشته او را ( پاور ) مي گفتند كه شايد بعدها همين پاور به ( پير ) تبديل شده است . اين پير ها در رشته هاي دامداري ، باغداري ، كشاورزي ،پزشكي ، گياه شناسي و ستاره شناسي مهارت خوب داشته اند . قبل و بعد از اسلام 99 پير هورامان مشهورند كه رشته تخصصي و مهارت 96 نفر از آنها و نام و محل دفن شان هنوز در سينه سال خوردگان منطقه باقي مانده و در كتاب سينه به سينه ثبت شده است كه اگر نمونه هايي از كار هر يك از اين پيران را بيان نماييم به درازا مي كشد . پير پزشك : عمل باز كردن زخم و غده را هيچگاه در محوطه زندگي انجام نداد و جهت انجام عمل جراحي ، مريض را به كوهستان برده و تا بهبود كامل نمي يافت اجازه ورود به روستا و ميان مردم را به او نمي داد تا آمادگي داشته و حساب سال و ماه و روز را نگه داشته كه امروز اين كارها به عهده سازمان هواشناسي مي باشد .
عصمت و پاكدامني : زن و مرد هورامي در حدي بوده كه در مورد مسائل جنسي بي نظير بوده است دختر را زود شوهر داده و براي پسران نيز زن گرفته اند و قبل و بعد از اسلام دختر و پسر براي انجام كار و چيدن ثمر درخت و آوردن گياه در كوهستان ها و دشت ها با هم بوده و اتفاق نيفتاده پسر و دختر هورامي دچار لغزش يا خداي ناخواسته بي عصمتي شوند . بسيار پيش آمده كه دختر و يا زن جوان مي خواسته به روستايي ديگر يا محلي در كوهستان برود و به خاطر گزند جانوران و ديگر اتفاقات پسر جوان همسايه را به عنوان همراه با او فرستاده اند كه هرگز چشم بدي به دنبال خود نداشته است .
بازي هاي ورزشي و تفريحي هورامان : هورامي بازي هاي ورزشي و تفريحي و سرگرمي زياد داشته اند بسياري از آنها از بين رفته اما خوشبختانه تا اين اواخر بازي هاي زيادي در سينه ي پير زنان و پير مردان مانده و از ياد نرفته كه شكر خدا من موفق شده ام بازي هاي عالي و بسيار جذاب و زيبايي را ثبت نمايم كه اگر با دقت به اين بازي ها بنگريم مي توانيم به عظمت اين فرهنگ غني و بزرگ پي ببريم . در بطن اين بازي ها علاوه بر ورزش و تفريح براي كودك و نوجوان به آنها آموزش داده مي شد كه در برابر ظلم و تجاوز و تعدي تجاوزگران چگونه مقاومت كنند و و اگر شادي بچه ها هنگام بازي كه ظالمي را از تخت پايين مي آورند و ستمگري را بعد از تعقيب و دستگيري مجازات مي كنند و يا چگونه به نيازمندي ياري مي رسانند مشاهده كنيد ، عظمت اين بازي ها را در مي يابيد و تعجب مي كنيد كه چگونه در پي ساليان دراز ماندگار بوده و حساب شده در طول سالها مورد استفاده قرار گرفته اند – حداقل 64 بازي نزد نگارنده ثبت شده كه در كتابي به نام ( هورامان ناسي ) نوشته و در اختيار خوانندگان قرار خواهد گرفت .( برگرفته از كتاب سلاطين هورامان )
افسانه دریاچه مریوان : افسانه آورده شده اتان به استناد به کتاب ذکائ یحیی را مروری داشته و لازم دانستم توضیحی در این خصوص برایتون داشته باشم و آن اینکه افسانه فوق به آن مضمون در منطقه قابل تعریف نیست بلکه بر افسانه ی درویش ما از جور حاکم ستمگری به نام فیله قوس می گوید که روزی درویشی سوار بر الاغ به همراه همسرش از نزدیکی شهر عبور می کنند که توسط ماموران حاکم دستگیر و به شهر آورده می شوند اهالی شهر و ماموران آنها را شکنجه و اذیت می کنند و زیر ضربات شلاق مجبور به انجام کارهای مشقت بار می نمایند تا جایکه دم الاغ یعنی تنها سرمایه ی درویش کنده می شود و زن حامله اش نیز فرزندی را که در شکم دارد سقط می نماید . درویش که دیگر تاب تحمل این همه شکنجه را ندارد نزد حاکم رفته و دادسخن می دهد اما حاکم او را مورد استهزا قرار می دهد و درویش آزرده خاطر می شود و دلشکسته بالای بلندای کوهی در ضلع شرقی شهر می رو د و در آنجا با خدای خویش شروع به راز و نیاز می کند و از دست آن ستمگر به بارگاه خداوند پناه می برد وآنان را نفرین می کند و می گوید سرم را از سجده بر نمی دارم تا شهر را با آب یکسان نکنی و این قوم ظالم را نابود نکنی و چنین می شود و اکنون قبر درویش هم در پای کوه نظاره گردریاچه ی فعلی زریوار است .
این افسانه نشانه های از روی دادن تاریخی را در خود دارد چنانچه درون مایه ی آن نفرت مردم از غاصبان را نشان می دهد و این پیام را می رساند که جور و ستم پایدار نمی ماند همچنین در این افسانه از فیله قوس حاکم ستمگر نام آمده که (فیله قوس ) معرب واژه ی یونانی فیلیوپس است و کوهی که مشرف بر شرق دریاچه است هنوز نام (قه لای فیله قوس ) را بر تارک خود دارد و اینها گویای حضور نامیمون یونانیان در کردستان و ما را به یاد غارتگری های اسکندر فرزند فیلیپوس می اندازد .
دریاچه ی زریوار که بیش از دو ملیون سال است حیات و آبادانی را را به مریوان سرسبز بخشیده است همواره نظاره گر این سرزمین حادثه خیز بوده وبا شادی ها و دردها ی جانگاه مردمانش شریک گشته و همچون میراثی ارزشمند بخش هایی از هویت و تاریخ ما را در دل خود حفظ کرده است
مسائل و مشكلات توسعه بخش توريسم کردستان را مي توان در دو بخش نظري و اجرايي طبقه بندي كرد
مشکلات بخش نظري
الف : در بخش نظري با وجودآگاهي كامل نسبت به اهميت توسعه صنعت گردشگري و مقايسه وضعيت نه چندان مطلوب اين منطقه با توجه به استعدادها و پتانسيل هاي فراوان نسبت به استانهاي مركزي كه با وجود جاذبه هاي طبيعي اندك صنعت توريسم با استفاده از اعتبارات ملي توسعه داده اند. به دليل سياستهاي اعمال شده از طريق مركز وهم چنين وجود زمينه خاكستري در اذهان برخي از مقامات كشوري و حوزوي ناشي از نگراني تاثيرات سوء فرهنگي باعث شده تلاشهاي بسيار اندك در امر توسعه توريسم اين منطقه پاسخ لازم را ندهد.
اين در حاليست كه بخش عمده گردشگران علاقه سفر به منطقه کردستان با انگيزه طبيعت گردي، گردشگري روستايي، ورزشي وتفريحي دست به اين اقدام مي زنند علاوه براين چون صنعت گردشگري براي منطقه درآمد زاست در اين عرصه نيز محاسبه هزينه و فايده ملاك اصلي تصميم گيري است بويژه كه در شرايط كنوني بحران بيكاري منطقه مریوان و هه ورامان تخت را تهديد مي كند و توسعه صنعت گردشگري با كمترين سرمايه گذاري بالاترين اشتغالزايي را بدنبال خواهد داشت.
مشكلات بخش اجرائي
1- ترابري:
با اعلام سال 2006 بعنوان (سفر وحمل ونقل از تخيل ژول ورن تا واقعيت قرن بيست و يكم) از سوي فرانچسكو فرانجياني رئيس سازمان جهاني توريسم (WTO) اهميت ترابري و حمل و نقل در صنعت توريسم بيش از پيش مشخص تر مي شود.
يكي از مولفه هاي اصلي و عمده در جذب توريست توجه به مسئله ترابري است كه از اين لحاظ منطقه کردستان در تنگناي بسيار شديد قرار داد محروم بودن کردستان از خطوط راه آهن ، نامناسب بودن تمام جاده هاي استان ، عدم اختصاص فرودگاه به مریوان به دستگاه هاي ناوبري پيشرفته باعث بروز مشکلات عديده اي در اين بخش شده است استان کردستان از ناوگان حمل ونقل جاده اي و هوايي خوبي برخوردار نيست
الف: جاده هاي زميني در فصول سرما خطرناك و حادثه خيز مي باشند.
ب: نبود امكانات ريلي يعني قطار كه از امنيت بسيار خوبي در فصل زمستان برخورد است.
2- بازاريابي و معرفي جاذبه هاي گردشگري منطقه با استفاده از تكنولوژيهاي جديد در داخل و خارج از كشور
در پایان چندین پیشنهاد بهبود وضع توریسم منطقه:
- مشاركت بخش خصوصي و استفاده از سرمايه گذاري در اين بخش و استفاده از تجربيات كشورهاي پيشرو در حوزه توريسم
- تسریع در امر احداث و بهسازی جاده مریوان-سنندج-هه ورامان تخت
- تاسیس دانشگاه ملی در شهرستان مریوان
- نوسازی ماشینهای تور گردانی منطقه
- فرهنگ سازی
- بازاریابی و تبلیغ در شبکه های داخلی و خارجی و سایت های معتبر
- تکمیل طرحهای نیمه تمام گردشگری
و....
کلیه مطالب مربوط به تحقیقات مدیریت وبلاگ می باشد استفاده از آن فقط با ذکر منبع جایز است






MAMUTH که میگن همینه تو روستای ما ست هه ورامان

بله زریوار که میگم همینه خدایش تا حالا دیدی !!!!!!!!!!


کم نیاوردی از این عکسهای زیبای زریوار من


این عکس پایان این قسمت می باشد

روستای تاریخی هه ورامان تخت با سابقه تاریخی بیش از2500سال در غرب کشور نامی است

آنچه می بینید نمایی از روستاشهر اورامان تخت می باشد



شهر اورامان با قدمتي بيش از 2500 سال در 65 كيلومتري جنوب غربي شهرستان سروآباد در استان كردستان واقع شده است. بر اساس آخرین سرشماری سال 1385، جمعیت شهرستان سروآباد 53992 نفر بوده است. بر همین اساس، بخش اورامان نیز دارای 10500 نفر جمعیت بوده و روستای مورد مطالعه تحقیق حاضر به عنوان مرکز بخش دارای 2900 نفر جمعیت بوده است. اين شهر در موقعيت جغرافيايي 35 درجه و 44 دقيقه تا 37 درجه و 30 دقيقۀ عرض شمالي و 47 درجه و 31 دقيقه تا 49 درجه و 16 دقيقۀ طول شرقي و در ارتفاع نزديك به 2000 متري از سطح دريا قرار گرفته است. این شهر از سمت غرب با کشور عراق به طول 20 کیلومتر و از سمت جنوب با استان کرمانشاه هم مرز می باشد. جاده این شهر در دامنه کوه هایی قرار گرفته که از زیبایی فوق العاده ای برخوردار است. معماری اورامان و سرسبزی این منطقۀ کوهستانی رؤيای پله هایی به سمت بهشت زميني را متصور می کند. بافت تاریخی شهر بصورت پلکانی در شیب تند ساخته شده است كه پشت بام منزل پایین به منزلۀ حیاط خانه بالاست. دیوار منازل این شهر بصورت خشک چین بدون استفاده از ملات بصورت هنرمندانه چیده شده اند كه مهمترین مصالح مورد استفاده در این شهرسنگ و چوب می باشد.