جغرافياي توريستي:

در مفهوم محيط جغرافيايي، قبل از هر چيز، تأكيد در موجوديت و حضور جامعه است و نمي­توان ويژگي­هاي جامعه را از شرايط طبيعي يا مكاني جدا كرد. هر چشم­انداز جغرافيايي، هماهنگي و سازگاري انسان را با شرايط مكاني ظاهر مي­سازد و هيچ محيط جغرافيايي بدون نمايش فعاليت­هاي انساني تحقق نمي­يابد، از اين رو فرهنگ انساني و بستر مكاني بيش­از هر چيز تأكيد مي­شود، كه با گذشت زمان يعني در طول تاريخ شكل گرفته و تكامل مي­يابد و به حيات خود ادامه مي­دهد. بنابراين مي­توان جغرافياي توريستي را شاخه­اي از جغرافياي انساني دانست. براي دستيابي به تعريفي جامع از جغرافياي توريستي، ابتدا لازم است از جعرافياي انساني تعريف نمود تا به مفاهيم و اصول آن پي برد. با درك و فهم آنچه كه در تعريف جغرافياي انساني مطرح مي­گردد، به راحتي مي­توان تعريف جغرافياي توريستي را استنباط و توجيه نمود.

پل ويدال دولابلاش (Paul vidal de la Blach) مي­گويد: جغرافيا علم مشاهده است، چرا كه خواندن كتاب جغرافيا، شناخت لازم در جهت تعيين رابطۀ انسان با محيط به­دست نمي­دهد، بلكه جغرافيدان بايد پياده راه بپميايد و جاذبه­هاي طبيعي و مناظر جغرافيايي را به چشم خود ببيند و روابط پديده­ها را در قلمرو كار خويش دريابد. بي­گمان علميت موضوع در تبيين و تشريح اين رابطه است نه رؤيت و جمع­آوري داده­ها. بنابراين بنظر ويدال علمي نيست مگر آنكه تعميم و كليت داشته باشد و جغرافيدان وظيفه دارد در مقياس سياره­اي در جهت كشف اينكه چگونه قوانين فيزيكي حاك بر قسمت­هاي مختلف كرۀ زمين با هم تركيب و تغيير مي­يابند، گام بردارد.

ژاكلين بوژگارنيه در كتاب جغرافيا، روش­ها و چشم­اندازها مي­گويد: سرآغاز كار جغرافيايي مشاهدۀ اعمال عيني ثبت شده در روي كرۀ زمين است. شكل ناهمواري­هاي طبيعي، رويش گياهي، دهكده­هاي توريستي و ... و بالاخره پارك­هاي حفاظت شده و مناطق پيراموني شهرها كه بر اثر موج و رفت و آمدهاي روزانه مردم قابل رؤيت است، جزء اعمال انعكاس يافته بر روي زمين است كه جغرافيدان آن را زير نظر دارد [14]. امانوئل دمارتن (E.DE Martonne) از شاگردان ويدال ولابلاش است، به نظر وي جغرافيا علم شكل­يافته­اي است كه تعريف آن چندان ساده نيست، همين قدر بايد دانست كه حضور پنج اصل زير را در قلمرو جغرافيا بيان كنندۀ ويژگي­هاي اين دانش است:

ü       گسترش و همه جاگيري پديده­هاي جغرافيايي

ü       تكامل پديده­ها

ü       نظم پديده­ها در مجموعۀ سيارۀ زمين

ü       روابط پديده­ها

ü       علت توسعۀ پديده­ها

جغرافياي توريستي نيز به عنوان شاخه­اي از علم جغرافيا، فعاليت­هاي توريستي را در قالب مكان و در ارتباط با ديگر عوامل محيطي اعم از طبيعي و انساني بررسي مي­كند. حيات اقتصاد توريستي يك پديدۀ مكاني است كه با ديگر پديده­هاي موجود در مكان در رابطه بوده و متقابلاً از آنها تأثير مي­پذيرد. در هر مطالعۀ توريستي بايد مكان فعاليت­هاي توريستي و ويژگي­هاي آن مورد مطالعه قرار گيرد، همچنين رابطۀ اين فعاليت­ها با يكديگر مشخص گردد؛ از اين رو مطالعات جغرافياي توريستي، آگاهي از دو قطب جغرافيا يعني انسان و محيط كه مناظر و چشم­اندازهاي توريستي جغرافيايي را تشكيل مي­دهند از ضروريات است.