پاییز زیبا و عروس فصل هاست ...
پاییز زیبا، عروس فصل هاست
برگ ریزان درخت و خواب ناز غنچه هاست
خش خش برگ و نسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزو کن ُ فصل، فصل قصه هاست . . .
شعر مولانا درباره پاییز
ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان
ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن
نوحه کنان از هر طرف صد بیزبان صد بیزبان
هرگز نباشد بیسبب گریان دو چشم و خشک لب
نبود کسی بیدرد دل رخ زعفران رخ زعفران
حاصل درآمد زاغ غم در باغ و میکوبد قدم
پرسان به افسوس و ستم کو گلستان کو گلستان
کو سوسن و کو نسترن کو سرو و لاله و یاسمن
کو سبزپوشان چمن کو ارغوان کو ارغوان
کو میوهها را دایگان کو شهد و شکر رایگان
خشک است از شیر روان هر شیردان هر شیردان
کو بلبل شیرین فنم کو فاخته کوکوزنم
طاووس خوب چون صنم کو طوطیان کو طوطیان
خورده چو آدم دانهای افتاده از کاشانهای
پریده تاج و حله شان زین افتنان زین افتنان
گلشن چو آدم مستضر هم نوحه گر هم منتظر
چون گفتشان لا تقنطوا ذو الامتنان ذو الامتنان
جمله درختان صف زده جامه سیه ماتم زده
بیبرگ و زار و نوحه گر زان امتحان زان امتحان
ای لک لک و سالار ده آخر جوابی بازده
در قعر رفتی یا شدی بر آسمان بر آسمان
گفتند ای زاغ عدو آن آب بازآید به جو
عالم شود پررنگ و بو همچون جنان همچون جنان
ای زاغ بیهوده سخن سه ماه دیگر صبر کن
تا دررسد کوری تو عید جهان عید جهان
ز آواز اسرافیل ما روشن شود قندیل ما
زنده شویم از مردن آن مهر جان آن مهر جان
تا کی از این انکار و شک کان خوشی بین و نمک
بر چرخ پرخون مردمک بی نردبان بی نردبان
میرد خزان همچو دد بر گور او کوبی لگد
نک صبح دولت میدمد ای پاسبان ای پاسبان
صبحا جهان پرنور کن این هندوان را دور کن
مر دهر را محرور کن افسون بخوان افسون بخوان
ای آفتاب خوش عمل بازآ سوی برج حمل
نی یخ گذار و نی وحل عنبرفشان عنبرفشان
گلزار را پرخنده کن وان مردگان را زنده کن
مر حشر را تابنده کن هین العیان هین العیان
از حبس رسته دانهها ما هم ز کنج خانهها
آورده باغ از غیبها صد ارمغان صد ارمغان
گلشن پر از شاهد شود هم پوستین کاسد شود
زاینده و والد شود دور زمان دور زمان
لک لک بیاید با یدک بر قصر عالی چون فلک
لک لک کنان کالملک لک یا مستعان یا مستعان
بلبل رسد بربط زنان وان فاخته کوکوکنان
مرغان دیگر مطرب بخت جوان بخت جوان
من زین قیامت حاملم گفت زبان را می هلم
می ناید اندیشه دلم اندر زبان اندر زبان
خاموش و بشنو ای پدر از باغ و مرغان نو خبر
پیکان پران آمده از لامکان از لامکان
شهر اورامان با قدمتي بيش از 2500 سال در 65 كيلومتري جنوب غربي شهرستان سروآباد در استان كردستان واقع شده است. بر اساس آخرین سرشماری سال 1385، جمعیت شهرستان سروآباد 53992 نفر بوده است. بر همین اساس، بخش اورامان نیز دارای 10500 نفر جمعیت بوده و روستای مورد مطالعه تحقیق حاضر به عنوان مرکز بخش دارای 2900 نفر جمعیت بوده است. اين شهر در موقعيت جغرافيايي 35 درجه و 44 دقيقه تا 37 درجه و 30 دقيقۀ عرض شمالي و 47 درجه و 31 دقيقه تا 49 درجه و 16 دقيقۀ طول شرقي و در ارتفاع نزديك به 2000 متري از سطح دريا قرار گرفته است. این شهر از سمت غرب با کشور عراق به طول 20 کیلومتر و از سمت جنوب با استان کرمانشاه هم مرز می باشد. جاده این شهر در دامنه کوه هایی قرار گرفته که از زیبایی فوق العاده ای برخوردار است. معماری اورامان و سرسبزی این منطقۀ کوهستانی رؤيای پله هایی به سمت بهشت زميني را متصور می کند. بافت تاریخی شهر بصورت پلکانی در شیب تند ساخته شده است كه پشت بام منزل پایین به منزلۀ حیاط خانه بالاست. دیوار منازل این شهر بصورت خشک چین بدون استفاده از ملات بصورت هنرمندانه چیده شده اند كه مهمترین مصالح مورد استفاده در این شهرسنگ و چوب می باشد.